سلام

روز شهادت خانم فاطمه زهرا سلام الله علیهاست. خیلی دوست داشتم روضه ای از بی بی را بنویسم ولی حرکتهای نامعقول و (ظالمانه) بعضی ها که خود را منتسب به اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام نیز می دانند بد جور آزارم داده است. گفتم این مطلب را که نمی دانم چه کسی نویسنده آن است و تا حدود زیادی درد دل من هم بود بنویسم التماس دعا
هيئتی ها نخوانند!

وقتی مجبورمان کردند از سنگرها به شهرها بیاییم/ اصلا فکرش را نمی کردیم که اینگونه غرق بازی شویم/ ما را با یک سماور برقی سرگرم کردند/ و با یک موبایل متمدن شدیم/ یاد گرفتیم بگوییم بی خیال ...خوش باش... یا علی مدد/ چند سالی است قحطی عقل و عشق بیداد می کند/ رفوزه های ...مغازه دار شدند/ و گناه وتنبلی را به گردن این و آن می اندازند نمی دانم چرا هیچ کس به این ریشداران بی ریشه نگفت: بالای چشمتان ابروست و چرا هنوز کارت ...در جیبشان و بیسیم در گوششان است/ راستی شلمچه کجا بودند/ کوی دانشگاه چه می کردند/ جنگ که تمام شد خودی های نخودی هم سری توی سرها درآوردند/ و در فضای ملکوتی قهوه خانه ها به مذاکره نشستند/ و جهانی سازی دنیا طلبی را علت بیکاری و بیکاری را علت قلیان کشیدن خود می دانند/ و به عشق حسین قلیان نذری و آش چشم و هم چشمی پخش میکنند/ و با خوشحالی در همه جا می‌گويند کدام مسجد اينقدر برای امام حسين و ائمه مراسم داغ و پر دود و آه برگزار می‌کند/ وقتی دندانهای عقلمان عاريه‌ای باشد/ بايد هم عکس شهدا و ... را در قهوه خانه آنهم روی قليان بزنيم و به هم قليان و سيگار ولايتی تعارف نماييم/ سردمداران هيئت و هيئت بازی برای حفظ پرستيژ هيئت قليان ميکشند/ و به بزرگ و کوچک هم تعارف می‌کنند/ و شعارشان سينه‌زنی آری و سخنرانی هرگز است/ من بعضی وقتها در خيابان به دنبال يک سرسوزن غيرت می‌گردم/ بيا بی خيال باشيم/ در روزگار چرخشهای صد و هشتاد درجه/ در روزگار جوک و غيبت قليان/ يادش بخير/ تلخ و شيرين/ داريوش و گوگوش/ نعمت نفتی/ روزگار دمپايی‌های لا انگشتی/ آدمهای لا ابالی/ ...‌های بی خيال/ ماموران قلابی/ بيسيم‌های تاکی واکی/ بيا به فرحزاد برويم/ قليانش می‌چسبد/ مطمئن باش بد نمی‌گذرد/ بيا به فکر تک چرخ زدن باشيم/ بيا به فکر سبک ساختن برای سينه‌زنی باشيم/ برای مداحی آهنگ‌های ترکيه‌ای معرکه است/ بيا به فکر تمدن باشيم/ وقتی تابوت شهيد نمی‌آيد/وقتی قرار است درس نخوانيم/ مسجد نرويم/ برای بسيج نرفتن اين و آن توطئه بچينيم/ راستی: اون همه خونی که داديم خون حجامت ملت بود؟/ تا ...ديزی دو نفره کوفت کند و قليان بکشد/ و به بيسيم آيکوم و موتورولايش بنازد/ وبا موبايلش قرار مورد گيری بگذارد/ و هر وقت هوس رفيق به سرش زد به بهشت زهرا(س) و حرم مطهر برود/ و از شب نشينی‌هايش فيلم هندی‌کم بگيرد/ اين همه خون حجامت ملت بود؟ تا يک موی فلان لات/ به ششدانگ فلان مسجد بيارزد/ تا از مردم حق حساب بگيرد/ راستی چرا بعضی‌ها از سادگی انقلاب سوء استفاده می‌کنند؟

/ 2 نظر / 19 بازدید
زيتون

هوالحبيب آن دم كه بساط حشر بر پا گردد وان محكمه عدل مهيا گردد مسمار كه سينه گل ياس شكفت خود شاهد مظلومي زهرا گردد *********** بعد تو شعري كه در چشم تر است چادر خاكي و مسمار در است

سید

کدوم حرکات این منتسبین به اهل بیت شما را آزرده؟ آنهنگام که کوس جنگ نواخته شود مرد از نامرد شناخته می شود...