سلام

چند روز ديگه مجلس عقد يکی از دوستان خيلی جوانم است.....

درسته حرف از عروسی و شاديه اما .....ای وای که چه کرده غم کربلا..

حسينيا امروز می خوام براتون روضه عروس و دوماد! بنويسم:

اما حکايت عروسی قاسم بن الحسن(ع) بعضی از اصل انکار کرده اند و گفته اند که اصلا عروسی واقع نشده است. ولیکن صاحب منتخب به طور اجمال اشاره کرده است.اما نه به آن طوری که حالا ها به دست مردم افتاده است....

گفته است: چون قاسم اذن جهاد خواست حضرت اذنش نداد.کناری نشست در هم و غم فرو رفته اشک از چشمش جاری و قلبش محزون. دید حضرت برادرانش را اذن داد و او را اذن نداد. متالم شد.

سر به زانو گذاشت. یادش آمد که پدر بزرگوارش امام حسن(ع) عوذه ای در کتف راستش قرار داده بود و به او فرموده بود: هر وقت که المی و همی به تو رخ داد این عوذه را باز کن بخوان، گفت: تا حالا چنین هم و غمی به من وارد نشده. باز کرد و خواند.دید نوشته شده بود:

یا وَلَدی یا قاسم! انک اذ رایت عمک الحسین فی کربلا و قد احاطت به الاعداء فلا تترک البراز والجهاد لاعداءالله و اعداء رسول الله و لا تبخل علیه بروحک و کلما نهاک عن البراز عاوده لتاذن لک فی البراز لتخص بالسعاده الابدیه

وقتی خواند خدمت حضرت آوردحضرت تا دید بکأ بکائا شدیدا....

بعد فرمود: پسر برادرم من هم درباره تو از برادرم وصیتی دارم. دست قاسم را گرفت داخل خیمه شد. فرمود خواهرم زینب صندوق را بیاور. اوردند. گوئیا بعضی از مواریث اهلبیت در آن بوده است. قبای امام حسن را به قاسم پوشانید و عمامه حضرت را نیز بر سرش پیچید. دست دخترش را که نامزد بود گرفت و برای قاسم عقد کرد.

این عقد را به جهت امتثال امر امام حسن (ع) واقع ساخت. و بیش از این صحت ندارد و دروغ است.

اما این عروسی ویژگیهایی داشت:

حنابندان واقع شد حنای دامادی از خون بدن داماد که از ضرب تیرها و شمشیرها جاری شده بود

حنای عروس هم از خون بود. از چه خونی؟ آن خونی که از گوش مبارکش جاری شد وقتی آن ظالم بی حیا گوشواره را از گوشش کشید و گوش را درید.

داماد را به حجله بردند ولی حجله قتلگاه بود و عروس را هم وقتی به حجله داماد بردند که زنهای اسیر را از قتلگاه عبور دادند. عروس را پیاده نبردند سواره بردند ولی با شتر بی جهاز... و داماد را در حجله دید ولی داماد سر در بدن نداشت.

برای داماد تخت و سریر هم بود. چه بود؟ ابدان مطهر شهدا چون ابی عبدالله بدن قاسم را بر روی جسدهای شهدا گذاشته بود.

مابین این عروس و داماد تشابهات زیادی بود:

داماد از ضربت یک ملعون به زمین افتاد و عروس هم از کعب نی یک ظالمی.

داماد چون بر زمین افتاد استغاثه کرد و فریاد یا عماه عموجان سرداد برای اینکه ظالم سر از بدنش جدا نکند

عروس هم عمه را صدا زد: یا عمتاه! هل من خرقه استر بها رأسی عمه جان پارچه ای داری سرم را با آن بپوشانم؟

حاج رسول معروف به رسول ترک از عاشقای عجيب امام حسين که زندگيش داستان عجيبی دارد تو يه مجلس روضه بلند شد و گفت اين روضه تو هيچ مقتلی نيست خودم ديدم می گم: وقتی کاروان اهلبيت وارد مدينه شد عروس قاسم بن الحسن رو به عمه سادات کردو گفت عمه جان الان بگو من کجا بروم به خانه که بروم نه قاسم را دارم نه پدرم......

اگر حالی پیدا کردید التماس دعـــــــا.

یا علی

 

/ 7 نظر / 16 بازدید
کربلایی سید حسین آزاده

سلام حاجی دیگه کسی بیرون حرفاتو گوش نمی کنه که اومدی اینجا دردو دل می کنی؟؟؟!!! وقتی وبلاگو دیدم و بعضی نوشته هاتو خوندم احساس غریبی بهم دست داد . احساس نامردی کردم ایشالا بیاد اونی که باید بیاد خودش برامون روضه بخونه

???

اون که بياد می دونی چه روضه ای می خونه؟ روضه حضرت علی اصغر می دونی چرا؟ چون دلها از گناه سنگ شده فقط اون روضه هست که دگرکون می کنه

X

اينجا آدم هميشه حال خوبی ميشه! راستی راجع به اين قضيه نظر شهيد مطهری را حتما ديده ايد. برای من که دلاليلش را قابل قبول بود.

روح الله

با عرض سلام و خسته نباشيد اميدوارم حضرت عشق يار و ياور شما خوبان باشد. خوشحال می شم سری هم به ما بزنيد .

سلام عليکم ببين رفيق عزيز اين نوشته که در وبلاگ خودت گذاشتی معتبرنيست !سعی کن از مطالب معتبر استفاده کنی!با اين کارت تمام زحمات شهيد مطهری را زير سوال مي بری!ضمن این اگر کتابهای شهيد مطهری را بخوانی به قول مقام معظم رهبری يک دور کامل معارف اسلامی را طی کردی!دراين مورد کلاسی هم هست.خواستی به من مراجعه کن،خوشحال می شوم!

این روضه عینا از کتاب خصائص الحسینیه شیخ جعفر شوشتری نقل شده است.

بادصبا

سلام عزیز صحبت دوستمون در موردعدم اعتبار مطلب صحیحه . بسیاری از علما رد کردن. البته عده ای دیگه هم گفتن که صحیحه. ولی اونهایی که تاریخ رو بررسی کردن یا از جنبه تحلیل بر اومدن دیدن خیلی از این روضه ها از نظر زمان امکان نداشته. یا حق