رشیدی مطلق و جریان سبز اموی
انتحار سیاسی رژیم شاه در 17 دیماه 56 و جریان سبز اموی در 16 آذر 88 با توهین به حضرت روح الله
این مقاله که در تاریخ ۱۷ دی ماه سال 1356در روزنامه اطلاعات چاپ شد. به عقیده بسیاری از محققین تاریخ معاصر ایران یکی از عوامل اصلی آغاز انقلاب اسلامی در ایران به شمار می رود. با اینکه رژیم شاه قصد داشت با انتشار این مقاله مردم را نسبت به امام خمینی بدبین کند. اما در عمل انتشار این مقاله به عنوان انتحار سیاسی رژیم شاه بود.
یک سند تاریخی: متن مقاله احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات، 17 دی 1356
ایران و استعمار سرخ و سیاه
این روزها به مناسبت ماه محرم و عاشورای حسینی بار دیگر اذهان متوجه استعمار سیاه و سرخ یا به تعبیر دیگری اتحاد استعمار کهن و نو شده است.استعمار سرخ و سیاهش ، کهنه و نویش، روح تجاوز و تسلط و چپاول دارد و با اینکه خصوصیت ذاتی آنان همانند است، خیلی کم اتفاق افتاده است که این دو استعمار شناخته شده تاریخ با یکدیگر همکاری نمایند، مگر در موارد خاصی ، که یکی از آن ها همکاری نزدیک و صمیمانه و صادقانه هر دو استعمار در برابر انقلاب ایران بخصوص برنامه مترقی اصلاحات ارضی در ایران است. سرآعاز انقلاب شاه و ملت در روز ششم بهمن ماه 2520 شاهنشاهی استعمار سرخ و سیاه ایران را که ظاهرا هر کدام در کشور ما برنامه و نقشه خاصی داشتند با یکدیگر متحد ساخت، که مظهر این همکاری صمیمانه در بلوای روزهای 15 و 16 خرداد ماه ۲۵۲۲(۱٣۴۲( در تهران آشکار شد. این حرکت توهین آمیزجریان سبز اموی در 16 آذر 88 نیز طومار اصلاحات را در ایران در هم پیجید:
پس از بلوای شوم 15 خرداد که به منظور متوقف ساختن و ناکام ماندن انقلاب درخشان شاه و ملت پایه ریزی شده بود ، ابتدا کسانی که واقعه را مطالعه می کردند دچار یک نوع سرگیجی عجیبی شده بودند، زیرا در یک جا رد پای استعمار سیاه و در جای دیگر اثر انگشت استعمار سرخ در این غائله به وضوح دیده می شد. از یک سو عوامل توده ای که با اجرای برنامه اصلاحات ارضی همه امیدهای خود را برای فریفتن دهقانان و ساختن انجمن های دهقانی نقش بر آب میدیدند در برابر انقلاب دست به آشوب زدند و از سوی دیگر مالکان بزرگ که سالیان دراز میلیونها دهقان ایرانی را غارت کرده بودند و به امید شکستن این برنامه و رجعت به وضع سابق، پول در دست عوامل توده ای و ورشکستگان دیگر سیاسی گذارده بودند و جالب اینکه این دسته از کسانی که باور داشتند میتوانند چرخ انقلاب را از حرکت بازدارند و اراضی واگذار شده به دهقانان را از دست آنها خارج سازند ، دست به دامن عالم روحانیت زدند زیرا میپنداشتند که مخالف عالم روحانیت که در جامعه ایران از احترام خاصی برخوردار است، میتواند نه تنها برنامه انقلاب را دچار مشکل سازد، بلکه همانطور که یکی از مالکان بزرگ تصور کرده بود( "دهقانان زمین ها را به عنوان زمین غصبی پس بدهند!" )ولی عالم روحانیت هوشیارتر از آن بود که علیه انقلاب شاه و ملت که منطبق با اصول وتعالیم اسلامی و به منظور ایجاد عدالت و موقوف شدن استثمار فرد از فرد توسط رهبر انقلاب ایران طراحی شده بود برخیزد.
مالکان که برای ادامه تسلط خود همواره از ژاندارم تا وزیر و از روضه خوان تا چاقوکش را در اختیار داشتند، وقتی با عدم توجه عالم روحانیت و درنتیجه مشکل ایجاد هرج و مرج علیه انقلاب روبرو شدند و روحانیون برجسته حاضر به همکاری با آنها نشدند، در صدد یافتن یک"روحانی" برآمدند که مردی ماجراجو و بی اعتقاد و وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و بخصوص جاه طلب باشد و بتواند مقصود آن ها را تامین نماید و چنین مردی را آسان یافتند. مردی که سابقه اش مجهول بود و به قشری ترین و مرتجع ترین عوامل استعمار وابسته بود و چون در میان روحانیون عالی مقام کشور با همه حمایت های خاص موقعیتی بدست نیاورده بود در پی فرصت می گشت که به هر قیمتی هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند.
روح الله خمینی عامل مناسبی برای این منظور بود و ارتجاع سرخ و سیاه او را مناسبترین فرد برای مقابله با انقلاب ایران یافتند و او کسی بود که عامل واقعه ننگین 15 خرداد شناخته شد.
روح الله خمینی معروف به "سید هندی" بود. درباره انتصاب او به هند هنوز حتی نزدیکترین کسانش توضیحی ندارند، به قولی او مدتی در هندوستان بسر برده و در آنجا با مراکز استعماری انگلیس ارتباطاتی داشته است و به همین جهت به نام سید هندی معروف شده است. قول دیگر این بود که او در جوانی اشعار عاشقانه می سروده و به نام هندی تخلص می کرده است و به همین جهت به نام هندی معروف شده است و عده ای هم عقیده دارند که چون تعلیمات او در هندوستان بوده فامیل هندی را از آن جهت انتخاب کرده است که از کودکی تحت تعلیمات یک معلم بوده است. آنچه مسلم است شهرت او به نام غائله ساز ۱۵ خرداد به خاطر همگان مانده است، کسی که علیه انقلاب ایران و به منظور اجرای نقشه استعمار سرخ و سیاه کمر بست و بدست عوامل خاص و شناخته شده علیه تقسیم املاک ، آزادی زنان، ملی شدن جنگل ها وارد مبارزه شد و خون بیگناهان را ریخت و نشان داد، هستند هنوز کسانی که حاضرند خود را صادقانه در اختیار توطئه گران و عناصر ضدملی بگذارند.
برای ریشه یابی از واقعه 15 خرداد و نقش قهرمان آن، توجه به مفاد یک گزارش و یک اعلامیه و یک مصاحبه کمک موثر خواهد کرد. چند هفته قبل از غائله 15 خرداد گزارشی از طرف سازمان اوپک منتشر شد که در آن ذکر شده بود:" درآمد دولت انگلیس از نفت ایران چند برابر مجموع پولی است که در آن وقت عاید ایران می شد."
چند روز قبل از غائله اعلامیه ای در تهران فاش شد که یک ماجراجوی عرب به نام محمد توفیق القیسی با یک چمدان محتوی ده میلیون ریال پول نقد در فرودگاه مهرآباد دستگیر شده که قرار بود این پول در اختیار اشخاص معینی گذارده شود. چند روز پس از غائله نخست وزیر وقت، در یک مصاحبه مطبوعاتی فاش کرد:"برما روشن است که پولی از خارج می آمده و بدست اشخاص میرسیده و در راه اجرای نقشه های پلید بین دستجات مختلف تقسیم میشده است".
خوشبختانه انقلاب ایران پیروز شد. آخرین مقاومت مالکان بزرگ و عوامل توده ای در هم شکسته شد و راه برای پیشرفت وتعالی و اجرای اصول عدالت اجتماعی هموار شد. در تاریخ ایران روز 15 خرداد به عنوان خاطره ای دردناک از دشمنان ملت ایران باقی خواهد ماند و میلیونها مسلمان ایرانی به خاطر خواهند آورد که چگونه دشمنان هر وقت منافعشان اقتضا کند با یکدیگر همدست میشوند حتی در لباس مقدس و محترم روحانی.
¤ نوشته شده در ساعت ٦:٤٧ ق.ظ توسط عزادار
۱۳۸۸/٧/٢٦
شعری رو که سه تا مطلب پایین تر گذاشتم کاملش اینه:
یکی از خطیبان قمی و شاعر آئینی این شهر، به مناسبت حال و هوای این روزهای کشور و سخنان تاریخی مقام معظم رهبری در نماز جمعه اخیر تهران، شعری سروده است.
شعر حجتالاسلام جواد محمدزمانی به شرح زیر است:
دیشب این طبع، بیقرار شما
خواست عرض ارادتی بکند
دست کم از دل شکستهتان
واژههایم عیادتی بکند
***
چشم بد دور، عمرتان بسیار
کس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری
تخت باشد خیالتان آقا!
***
چیست روباه در مصاف شیر؟!
چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور
میشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشیات پر از فریاد
در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السکینه» تو را
کرده سرشار از فراوانی
***
واژهها از لبت تراویدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفریدند در دل مردم
عزت، آمادگی، حماسه، حضور
***
این حماسه همه ز یمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا! تا ابد ولی محبوب
در دل عاشقان خود ماندی
***
سهم دلدادگان تو سلوی
قسمتِ دشمنان تو سجیل
رهبری نیست در جهان جز تو
که ز امت چنین کند تجلیل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون کوثر
هان! «فصل لربک وانحر»
***
گرچه در باغ سینهات داری
لطفها، مهرها، محبتها
گفتی اما نمیروی چو حسین
تا ابد زیر بار بدعتها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لبها
ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد
***
جان ایران! چه شد که جانت را
جان ناقابلی گمان کردی؟!
آبروی همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردی؟!
***
جسم تو کامل است، ناقص نیست
میدهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حکایتی دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٠۸ ب.ظ توسط عزادار
۱۳۸۸/٧/٢٦
یا علی:
جان در طلب وصل تو شیدایی شد
دل در خم گیسوی تو سودایی شد
اندر طلب وصال تو گرد جهان
بیچاره دلم بگشت و هر جایی شد
از دیوان منسوب به امیرالمومنین علی(ع): فرزندم در میان مردان جانورانی یافت می شوند که همچون آدمیان بینایی و شنوایی دارند و هر زیان مال خویش را نگرانند لیکن اگر به دینشان آسیبی رسد اندوهی ندارند.
¤ نوشته شده در ساعت ٢:۱٦ ق.ظ توسط عزادار
۱۳۸۸/٧/۱٤
ولایت
کشتن خوارج نهروان که بسیاری از آنان حافظان قرآن بودند.پی کردن شتر عایشه همسر پیامبر کشتن طلحه الخیر و سیف الاسلام از صحابی پیامبر جنگ با قرآنهای بر سر نیزه توسط علی (ع).......بسیاری تاب ولایت علی را نیاوردند.
صلح امام مجتبی(ع) با معاویه......بسیاری تاب ولایت حسن را نیاوردند و به او مذل المومنین لقب دادند
قیام حسین(ع) مقابل یزید......بسیاری تاب ولایت حسین را نیاوردند و مقابلش شمشیر کشیدند و اصحاب و فرزندانش را کشتند و زنان و دخترانش را به اسارت بردند
تاب ولایت زین العابدین و باقر و صادق را نیاوردند.
تاب ولایت امام کاظم را نیاوردند
ولایتعهدی امام رضا را درک نکردند
تاب ولایت جواد الائمه و امام هادی را نیاوردند
تاب ولایت امام عسگری را نیاوردند.
و تاب ولایت مهدی منتظر را هم نیاورده اند که قرنهاست در پرده غیبت است.
درک ولایت بصیرت می خواهد و توفیق که در طول تاریخ بسیاری از آن بهره ای نبرده اند.
تعجب ندارد که امروز ولایت را درک نکنند و تاب نیاورند حتی خواص.
اللهم عجل لولیک الفرج
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٤۱ ق.ظ توسط عزادار
۱۳۸۸/٥/۱٥
ناگهان در نماز جمعه شهر
¤ نوشته شده در ساعت ۱:٤۳ ب.ظ توسط عزادار

